|
خاطرات دوران جوانی
|
پ.ن1) می خوام پیوندهام رو تغییر بدم و وبلاگ هایی که هر چند ماه یکبار به روز می شه وهر6 ماه یکبارسراغ وبم میان،اونم فقط برای اینکه بگن آپ هستن رو Delete کنم.(کسی می خواد علتش رو بدونه؟)
پ. ن2)جواب کامنت ها رو میدم.
پ.ن3)5 ماهه رازی رو از همه پنهان کردم اما در پست بعدی شاید فاش کنم.
پ.ن4) امتحان تجزیه و تحلیلم رو عالییییی دادم و8 صفحه کامل نوشتم.(دومین بیست وارد کارنامه شد)
سلام دوستای نازنینم ، کم و بیش خبر از همه تون دارم اما تو حال خوبی نیستم و برای همین آپ نمی کردم مخصوصا که چهار روزی بود سخت دندون عقل بالام درد گرفته بود و از روزی که متوجه شدم دیگه شب و روزم سیاه بود خلاصه هر چی مبارزه کردم دیدم فایده ای نداره و بهتر هر چه زودتر چاره کنم چون هم تو این هفته برای تاسوعا آشپزی داریم و هم امتحاناتم از20ام شروع می شن. دیگه چهارشنبه بعداظهر که از دانشگاه اومدم تمام شجاعتم رو برای بار سوم یکجا جمع کردم و پیش به سوی جراحی رفتم. نسبت به دو جراحی قبلیم این سومی خیلی بهتر بود اما چنان ضربه ها و فشارهایی به طرف چپ صورت و فکم اومد که هنوز خوب نشده واز سابقه خوبی که من تو جراحی قبلیم داشتم بابام می گفت اسم دندون عقل که میاد تمام تنم می لرزه و مامانم دو رکعت نماز خونده بود تا من سالم برم و بیام. خلاصه هر سال من باید یک پست با عنوان دندون عقل داشته باشم.
دیشب از9 شب آسمون قرمز شد و کلی پرپر های ناز نازی ریخت رو زمین و به یکساعت نکشید که تمام خونه ها و جاده سفید سفید شد اما بارون سیلی که امروز بارید همه رو آب کرد. بگذریم ... خیلی جزوه ناتمام دارم و انگار طلسم شدن و هر چی می خونم باز غم یکی دیگه رو دارم. اولین امتحانم مباحث ویژه و فرداش زبان تخصصی و... ... تو این ماه دوباره باید برم دندونم رو جرم گیری کنم. خسته شدم از این کار، به دکترم می گم یک چاره ای بگو می گه یا باید چایی و قهوه رو ترک کنی یا هر6 ماه جرم گیری کنی و معلومه که من نمی تونم چای تند جونم و قهوه غلیظ رو ترک کنم و پس به 6 ماه نرسیده پشت دندون هام لکه هاشون می مونه و کلی لجم رو در میاره و با مسواک برقی و خمیر می افتم به جونشون اونم چند بار در روز (فک کن هر چی با لذت چایی خوردی از حلق ت میاد بیرون).
پ.ن1 ) یادم باشه فردا که دارم میام خونه برای اتاقم یک دسته گل نرگس بخرم.
پ.ن2 ) کامنتها رو جواب میدم.
" شکسته ام این روزها همچون نستعلیق که از نیمه می شکند "
چی بگم ابری و بارون
نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی
خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون
منو می بینی و ویرون نمیشی
دل دیوونه خرابم می کنی
چرا مثل قدیما خون نمیشی
سر به صحرا میذاری
منو تنها می ذاری
لاله باغ کدوم گمشده ای
چرا بین گلها پنهون نمیشی
وقتی بارون میزنه
شاخه هامو میشکنه
دل تنها چرا تو مثل گنجیشکها پریشون نمیشی
منو می بینی و حیرون نمیشی
چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی
چی بگم با کی بگم راز تو رو
داری آتیش میگیری خون نمیشی
من که هر شب تا سحر قصه ی عشقو تو گوشت می خونم
واسم افسانه یی و افسون نمیشی
تو بزرگی مثل دنیای خیال آدمها
دل زخمی لاله ی دشت بلا
نکنه غصه ی لیلی رو داری
واسه این قصه ها مجنون نمیشی
چی بگم ابری و بارون نمیشی
درد و می فهمی و درمون نمیشی